بهاي نفت خام در
روزهاي اخير به سطوح بيسابقهاي افزايش يافته است. بهاي سبد نفتي اوپك از
مرز 90 دلار گذشت و بهاي جهاني نفت نيز به 100 دلار در هر بشكه نزديك شد.
بهروز
بيك عليزاده، تحليلگر ارشد بازار نفت در بررسي اين موضوع معتقد است كه
نبود مازاد ظرفيت توليد اولين دليل افزايش فعلي بهاي نفت است. ديدگاه اين
كارشناس انرژي را در ذيل ميخوانيد
.
به نظر شما دلايل ساختاري افزايش جهاني بهاي نفت خام چيست؟
به
عنوان دليل اول ميتوان از نبود مازاد ظرفيت توليد به ميزان كافي در بازار
ياد كرد. برآورد اداره اطلاعات انرژي وابسته به وزارت انرژي آمريكا نشان
ميدهد كه ظرفيت مازاد اوپك در ماه سپتامبر 2007 در سطح يك ميليون و 970
هزار بشكه در روز تا 2 ميليون و 470 هزار بشكه در روز قرار داشته كه يك
ميليون و 800 هزار تا 2 ميليون و 300 هزار بشكه در روز آن در عربستان
سعودي متمركز است، به عبارت ديگر 93 درصد از ظرفيت مازاد اوپك در يك كشور
واقع شده است. آژانس بين المللي انرژي نيز در آخرين گزارش خود ظرفيت مازاد
اوپك را بدون در نظر گرفتن كشورهاي اندونزي، عراق، نيجريه و ونزوئلا را در
سطح 2 ميليون و 700 هزار بشكه در روز برآورد كرده است كه 2 ميليون و 100
هزار بشكه يعني 78 درصد از آن در كشور عربستان قرار دارد. بنابراين بازار
به خوبي ميداند كه اگر حادثهاي باعث وقفه در عرضه نفت شود، امكان ندارد
كه اين كمبود به راحتي جبران شود. كاهش ذخيرهسازي نفت خام كشورها نيز
دليلي ديگر بر اين افزايش بهاي نفت است.در پايان ماه اوت سال 2007 (نهم
آبان ماه) سطح ذخيرهسازي نفت و فرآوردههاي نفتي آمريكا كاهش يافته به
طوري كه ذخيرهسازي نفت خام 16 ميليون و 400 هزار بشكه، بنزين 10 ميليون
بشكه و مواد ميان تقطير 10 ميليون و 80 هزار بشكه نسبت به سال گذشته كاهش
يافته است. همچنين ذخيره سازي نفت خام در اروپا 9 ميليون و 800 هزار بشكه
كمتر از سال گذشته بود. در ژاپن نيز مجموع ذخيرهسازيهاي نفتي در پايان
ماه ژوئيه 2007 (نهم مرداد ماه) به ميزان 2 ميليون بشكه كمتر از زمان
مشابه در سال گذشته كاهش يافت. در عين حال، در هفتههاي اخير قيمتهاي
معاملات فيزيكي نفت خام در سطحي بالاتر از قيمتهاي چند ماه آينده قرار
گرفت كه در اين شرايط تمايل براي ذخيرهسازي كاهش يافته و پالايشگران
ترجيح ميدهند كه براي مصارف خود از ذخيرهسازيهايشان استفاده كنند كه
اين كاهش سطح ذخيرهسازي آسيبپذيري بازار را افزايش داده و قيمتهاي نفت
را براي رشد بيشتر تحت فشار قرار ميدهد. در حال حاضر بازار نفت در آستانه
ورود به فصل زمستان قرار دارد و پايين بودن سطح ذخيرهسازيها تاثير
فزايندهاي بر قيمتها دارد.
از
سوي ديگر بايد توجه داشت كه كشورهاي توليدكننده غير اوپك همواره از تمام
ظرفيت توليد خود استفاده ميكنند.در ادامه بايد به تاثير فعاليت بورس
بازان در روند اخير افزايش بهاي نفت اشاره كرد. در ادامه كاهش نرخ بهره در
آمريكا و كاهش ارزش دلار كه باعث شد نرخ برابري دلار در برابر يورو در
هفته منتهي به 19 اكتبر(27مهر) به 423/1 برسد، تمايل بورس بازان به انتقال
سرمايههاي خود به بازارهاي كالا از جمله نفت خام افزايش يافت و به تداوم
رشد بهاي نفت كمك كرد.
بارها
در خبرها از محدوديت ظرفيت پالايشي كشورها سخن به ميان آمده و تحليلگران
از آن به عنوان عاملي بر افزايش بهاي نفت ياد ميكنند، به نظرشما اين عامل
چقدر در بازار نفت موثر است؟
سئوال
بسيار خوبي را مطرح كرديد. اين عامل تاثير چشمگيري بر افزايش قيمتهاي نفت
داشته است. تنگناهاي بخش پايين دستي و كمبود ظرفيت پالايشي كه به كمتر از
يك ميليون بشكه در روز كاهش يافته، از جمله عوامل تاثيرگذار در بازار
جهاني نفت است. در اين شرايط هرگونه حادثه پيشبيني نشدهاي كه براي
پالايشگاهها پيش بيايد ميتواند قيمتها را به سطوح بالاتر هدايت كند. به
ويژه اين كه پيش بيني ميشود در سال 2008 نيز كل ظرفيت پالايشي جهان فقط
يك ميليون و 400 هزار بشكه در روز رشد داشته باشد. در اين ميان، با توجه
به اين كه نياز به فرآوردههاي سبكتر و پاكتر، واحدهاي تبديلي را تحت
فشار قرار داده، كمبود ظرفيتهاي تبديلي پالايشي نيز از اهميت خاصي
برخوردار است.شايان ذكر است آمريكا به عنوان بزرگترين مصرف كننده نفت خام
از دهه 70 ميلادي تاكنون هيچ پالايشگاه جديدي احداث نكرده است و در اين
شرايط حوادث پالايشگاهي كه به طور متناوب در آمريكا و ساير مناطق دنيا روي
داده نيز تشديد كننده اين افزايش بهاي نفت خواهد بود.
بديهي
است كه سرمايهگذاري براي افزايش ظرفيتهاي پالايشي از وظايفي است كه
برعهده مصرفكنندگان است و توليد كنندگان نفت در اين زمينه مسئوليتي
ندارند.
با
توجه به فرارسيدن فصل طوفان در برخي نقاط دنيا، آيا اين موضوع نيز به
عنوان عامل مختلكننده بخشي از عرضه نفت ميتواند موجب تداوم اين روند
افزايشي در بازار نفت باشد
؟
البته
با توجه به اين كه تقريبا هر ساله از ماه ژوئن تا پايان سال فصل وقوع
طوفان در اين منطقه است و در ماه سپتامبر احتمال وقوع طوفان به اوج خود
ميرسد اين عامل نيز از جمله عوامل كمك كننده به افزايش بهاي نفت قلمداد
ميشود. شايان ذكر است كه در ماههاي اخير نيز وقوع طوفان در منطقه
كاراييب موجب توقف چند روزه توليد بخشي از نفت خام اين منطقه شد. در 21
ماه اوت سال جاري (30 مرداد) وقوع طوفان موسوم به دين باعث قطع توليد نفت
خام كشور مكزيك به ميزان 2 ميليون و 650 هزار بشكه در روز شد كه معادل 80
درصد از توليد 3 ميليون و 200 هزار بشكه در روز اين كشور بود. دو روز بعد
مكزيك قادر بود تنها 342 هزار بشكه در روز نفت خام توليد كند. اين وضعيت
تا سوم سپتامبر (12 شهريور) ادامه يافت. در آن روز بود كه دولت مكزيك
توانست توليد خود را به 100 درصد ظرفيت خود برساند. بعد از آن نيز در چند
نوبت توليد نفت خام در منطقه خليج مكزيك به دليل وقوع طوفان موسميدچار
وقفه شد. در نتيجه وقوع اين طوفانها در شرايطي كه بازار ظرفيت مازاد كافي
براي جبران كمبودها ندارد، به راحتي ميتواند به افزايش بهاي نفت در جهان
منجر شود.
به
جز عوامل ساختاري كه پيش از اين از آن ياد شد، برخي مسائل ژئوپليتيكي به
ويژه در منطقه خاورميانه باعث افزايش بهاي نفت شده است، نظر شما در اين
باره چيست؟
نگرانيهاي
ژئوپليتيك در خاورميانه از شدت و اهميت خاصي برخوردار است زيرا بخش
عمدهاي از ظرفيت محدود مازاد توليد نفت خام دنيا در اين منطقه متمركز شده
است و چنانچه بحران گستردهاي در اين منطقه روي دهد و باعث قطع جريان نفت
خام شود امكان جبران كردن آن وجود نخواهد داشت.
از
سوي ديگر ميتوان به تنشهاي موجود در مرز تركيه و عراق اشاره كرد كه
بازار نفت را در ابهام فرو برده و پرسشهاي بسياري را مطرح كرده است.
در
شرايطي كه بازار با كمبود ظرفيت مازاد در بخش بالادستي و پايين دستي خود
مواجه است، هرگونه تنش سياسي كه به قطع عرضه منجر شود ميتواند تشديد
كننده رشد بهاي نفت باشد
.
آيا اين دور رشد بهاي نفت با دور پيشين افزايش قيمتها در ابتداي دهه 80 ميلادي قابل مقايسه است؟
خير.
با توجه به نرخ تورم و ارزش دلار در ابتداي دهه 80 ; همزمان با آغاز جنگ
ايران و عراق، رشد فعلي بهاي نفت هنوز به سطح آن دوره نرسيده است.به عبارت
ديگر، در سال 1980 درآمدي كه هر بشكه نفت خام ايجاد ميكرد معادل 90دلار و
46 سنت امروز، قدرت خريد داشت در حاليكه ميانگين بهاي نفت براي سبد اوپك
از ابتداي سال تاكنون 68 دلار و 45 سنت قدرت خريد داشته است و اين در حالي
است كه نرخ مبادله دلار به اين محاسبات اضافه نشده است. اگر كاهش ارزش
دلار در محاسبات اين ارقام اضافه شود، ملاحظه خواهيد كرد كه قدرت خريد
درآمد يك بشكه نفت خام امروز بسيار كمتر از قيمت سال 1980 است. بنابراين
هرچند قيمتهاي اسميافزايش يافته اما قيمتهاي واقعي، قدرت خريد دهه 80
را تامين نميكند
.
به نظر شما نقش اوپك در اين شرايط چيست و آيا اوپك دست به افزايش دوباره ميزان سقف توليد اعضا در نشست آتي خواهد زد؟
اوپك
در تاريخ 11 سپتامبر (20 شهريور) سال جاري يعني در اجلاس 145 خود تصميم
گرفت كه از ابتداي ماه نوامبر(10 آبان) توليد خود را به ميزان 500 هزار
بشكه در روز افزايش دهد. اما اعلام اين تصميم نتوانست روند صعودي بهاي نفت
را متوقف سازد به اين دليل كه اين رشد قيمتها از كمبود عرضه نفت ناشي
نميشد، بنابراين افزايش توليد اوپك به تنهايي نميتواند قيمتها را به
سمت پايين سوق دهد. علاوه بر آن، افزايش توليد اوپك به معني كاهش هرچه
بيشتر ظرفيت مازاد اين سازمان نيز ميباشد كه به نوبه خود آسيب پذيري
بازار را افزايش ميدهد. البته اين اعتقاد نيز در بازار وجود دارد كه
كشورهاي عضو اوپك در حال حاضر با تمام ظرفيت خود به توليد نفت خام مشغولند
و براي افزايش توليد بيشتر، فاقد ظرفيت مازاد هستند و تنها عربستان را
داراي ظرفيت مازاد است. حتي برخي از تحليلگران نفتي وجود ظرفيت مازاد در
عربستان نيز مورد ترديد قرار دادهاند و معتقدند اين كشور نميتواند به
سرعت توليد نفت خام خود را افزايش دهد. علاوه براين، چنانچه عربستان و يا
ساير كشورهاي عضو اوپك داراي ظرفيت مازاد باشند، اين ظرفيت مازاد از نفت
خامهاي سنگين تشكيل شده است كه توليد آنها به دليل كمبود ظرفيت پالايشي
تبديلي در سطح جهان، نميتواند نياز بازار را به سرعت برطرف سازد. براين
اساس به رغم تلاش اوپك براي آرام كردن قيمتها در اجلاس 145 روند افزايشي
قيمتها همچنان تداوم يافت. به هر حال اوپك همواره براي تثبيت بازار نفت و
قيمتهاي عادلانه اي كه منافع هر دو گروه توليد كننده و مصرف كننده را
تامين كند، تا آنجايي كه بتواند، تلاش ميكند .
خبرگزاری فارکس ایران